تبليغاتX
منتظرانه
منتظرانه

بیابیا


دودوتاهشتا................

 


به خدا می گم سلام؛ میگه صدتا سلام.

به خدا میگم دوستت دارم؛ می گه من عاشقتم.

به خدا می گم اجازه می دی پاتو ببوسم؛ میگه بیا در آغوشم.

به خدا می گم خدا راه رو نشونم بده؛ می گه بیا کولت کنم.

به خدا می گم روزی من رو قطع نکن؛ میگه بیشترم می کنم.

به خدا می گم دستمو بگیر، کمکم کن؛ می گه بیا برسونمت.

به خدا می گم منو می بخشی؛ می گه بخشش که سهله، عوضش ثوابم می دم.

به خدا می گم دو دو تا؛ می گه هشت تا!


شنبه دوم آبان 1388 توسط نگار |

گفتگوباخدا..................

 

گفتم:خسته ام

گفتی:لاتقنطومن رحمه الله

ازرحمت خداناامیدنشین  (زمر۵۳)

 

گفتم:هیچکی نمیدونه تودلم چی میگذره

گفتی:ان الله یحول بین المرء وقلبه

خداحائل است بین انسان وقلبش  (انفال۲۴)

 

گفتم:غیرازتوکسی روندارم

گفتی:نحن اقرب الیه من حبل الورید

ماازرگ گردن به انسان نزدیکتریم  (ق۱۶)

 

گفتم:ولی انگاراصلامنوفراموش کردی

گفتی:فاذکرونی واذکرکم

پس یادکنیدمراتایادکنم شمارا  (بقره۱۵۲)

 

گفتم:تاکی بایدصبرکرد

گفتی:ومایدریک لعل الساعه تکون قریبا

توچه میدونی شایدموعدش نزدیک باشه (احزاب۶۳)

 

گفتم:توبزرگی ونزدیکت برای من کوچیک خیلی دوره.تااون موقع چیکارکنم؟

گفتی:واتبع مایوحی الیک واصبرحتی یحکم الله

کارایی که بهت گفتم انجام بده وصبرکن تاخودش حکم کنه  (یونس ۱۰۹)

 

گفتم:خیلی خونسردی توخدایی وصبور.من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچیکه.یه اشاره کنی تمومه.

گفتی:عسی ان تحبوشیئاوهوشرلکم

شایدچیزی که تودوست داری به صلاحت نباشه  (بقره۲۱۶)

 

گفتم:اناعبدک اضعیف الذلیل........اصلاچطوردلت میاد؟

گفتی:ان الله بالناس لروف الرحیم

قطعاخدانسبت به همه مردم مهربان است  (بقره ۱۴۳)

 

گفتم:دلم گرفته

گفتی:وبفضل الله وبرحمته فبذلک فلیفرحوا

مردم به چی دلخوش کردن؟بایدبه فضل ورحمت خداشادباشن  (یونس ۵۸)

 

گفتی:اصلابیخیال توکلت علی الله

گفتی:ان الله یحب المتوکلین

خدااونایی که توکل میکنن دوست داره   (ال عمران ۱۵۹)

 

گفتم:خیلی چاکرم

ولی انگارایندفعه گفتی:حواست روخوب جمع کن یادت باشه که:

ومن الناس من یعبدالله علی حرف وان اصابه خیراطمانه به وان اصابته فتنته انقلب علی وجهه خسرالدنیا والاخره

بعضی ازمردم خداروفقط به زبون عبادت میکنن اگه خیری بهشون برسه امن وآرامش پیدامیکنن واگه بلایی سرشون بیادتاامتحان شن.روگردون میشن.خودشون تودنیاوآخرت ضررمیکنن   (حج ۱۱)

 

گفتم:

دیگه حرفی برای گفتن نداشتم.......

التماس دعا.  

                                                                                                                               

یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط نگار |

ولاتحسبن الذین قتلوفی سبیلهم امواتابل احیاء عندربهم یرزقون

وصیت نامه شهیدحسین شاه حسینی

بنام خداوندقاهروقهار،جباروعامل وبخشنده ومهربانوبنام حضرت محمد<ص>خاتم پیغمبران .بنام مهدی موعودامام زمان<عج>وبنام بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران وصیت نامه خودم راشروع میکنم:

پدرجان میدانم که شهادت من برای توخیلی سنگین وناگواراست ولی همین بس برای شماکه پیش روی حسین آن سالارشهیدان روسفیدی،که به نظرمن این بزرگترین سعادت است.پدرجان چاره ای نداشتم مگرمیشودبه ندای خمینی که همان ندای جدش حسین <ع> استکه فرمود:<<هل من ناصرینصرنی>>لبیک نگویی راستی که جواب فاطمه زهراراچه میتوانستم بدهم؟شمابایدافتخارکنی که توانستی امانتی راکه خدابه دستت سپرده بودهمانگونه که رضایش بود،تحویل وتقدیم اونمایی.افتخارکن پدرم چراکه مشتی محکم به دهان ضدخمینی است.وهرچه آن مشت رامحکمتربزن واستوارباش چراکه حق پیروزاست وباطل سرنگون،این وعده الهی است وتغییرپذیرنیستوبدان وآگاه باش که به گفته علی <ع>دنیابرای مومنین جهنم وبرای کافرین بهشت است ودراخرت بهشت برای مومنین وجهنم برای کافرین است.چراکه مامیخواهیم دنیارافدای آخرت کنیم واینگونه سعادتمندمیشویم.

--پدرجان همچنان که بیشترباضدخداهامبارزه میکردی شهادت من بایدتوراوهمینطورهموطنان مرامحکمترکندکه میکند.ان شاالله همیشه پیروامام که خلاصه ای ازروحانیت میباشدباشی وبه حرف ضدروحانیون اصلاتوجهی نکنی چراکه ایشان وسوسه میکنندودرواقع یاران شیطان هستندوبه امام بگو:ای امام عزیزای فرزندپیغمبر،حسین که چیزی نبودخودوخوانواده ام رافدایت میکنم یعنی فدای اسلام میکنم که این شعارتمامی حزب الله استوبه صدام ان نوکرآمریکاوشوروی ودیگرابرقدرتهابگو<<حزب الله میمیرد-سازش نمیپذیرد>>وشماخودبهترمیدانیدکه حسین بن علی بایزیدجدصدام سازش نکردودرکربلای عراق درخت اسلام راآبیاری نمودومانیزدرهمان کربلابافرزندناخلف یزیدمبارزه میکنیم وخون خودرافدای اسلان نمودیم وچه افتخاربزرگی.پدرم مرابه ببخش برای اینکه نتوانستم حق فرزندی رابجااورم .چراکه ان زمان آگاه نبودم ومن شرمنده ات هستم توخیلی بزرگواری برای من ،شکرخداراکن که ان شاالله خداونداجرشهیدرابه توبدهد.

--امامادرمهربانم تورابه صبری طلبم هرچندکه برایت مشکل باشدولی هماننددیگرمادران مراپیش علی اکبرامام حسین <ع>روسفیدقرارده.مادرم نمیگویم گریه نکن ولی پیش دوست،نه پیش دشمن.ودوست دارم درمجالس باقدرت تمام افتخارکنی وبه دیگرمادران درس ایثار وازخودگذشتگی بدهی وخداراشکرمنی که پیش زینب کبری روسفیدی مادرم،من به خیلی بدهکارم ازهرنظرکه تصورشود.مادرم من نتوانستم حق فرزندی رابه جااورم اگرمرانبخشی چه بایدبکنم راستی مگرچاره ایهم میماند؟مادرعزیزم درودبرشیرپاکت راستی که ارزش توازکشته شدن من بالاتراست.امیدوارم که مادری نمونه باشی وهمیشه مطیع پدرباشی ودیگرفرزندانت رابهترازمن تحویل جامعه دهی که ان شاالله دراین راه خطیرخودموفق وپیروزباشی.

--شماای برادران عزیزم ،ازشمامیخواهمرابطه خودباخداوندمتعال راهرچه میتوانیدمحکمترکنید وبعدازمن رسالتی رابه دوش بگیریدوبازبان وقلم هرچه میتوانیدبه این انقلاب اسلامی خدمت کنیدوباتمام قدرت باضدانقلابهاومنافقین وهرکس که میخواهدکوچکترین خدشه ای به این انقلاب واردشودمبارزه کنید.

--اماخواهران عزیزم اگردرطول زندگی باهم من بداخلاقی باشماکردم به علت ناآگاه بودن مراببخشیدوناراحتم ازاین مسئله که نتوانستم برادرخوبی برای شماباشم وحق برادری رابجاآورم وازشمامیخواهم که همیشه این حرف مرادرگوش وذهن خودحفظ کنیدوبسپاریدوآن<حفظ حجاب است که این مسئله ازخون برادران درجامعه موثرتراست ومن آرزوی سعادت برای شمارادارم.

--درآخرازامت حزب الله میخواهم که راه شهیدان راادامه دهندوامام راتنهانگذارند.همانطورکه روی منبرهامیگویند:حسین درصحرای کربلابالب تشنه شهیدشدویارویاوری نداشت شمادست به سروسینه میزنید ومیگوییدای کاش مابودیم ویاریت میکردیم ،الان حسین زمان روح الله امام امت راتنهانگذاریدکه اونیزرهروجدش حسین است.اگربناباشدکه ماآخربمیریم ،نمیخواهیم که دربستربمیریم،همه میخواهیم که درسنگربمیریم،ای امت حزب الله جنگ راادامه دهید ودست سازش درازنکنیدکه خون شهدانظاره گرشمامیباشد .ازاین انقلاب اسلامی که خون بهای هزاران شهید ومعلول است قدردانی کنیدآنهاکه ضربه میزنندآنهاکه حق میزنندآنهاکه هنوزآگاه نشدندوخودراباانقلاب اسلامی هماهنگ نکردندبدانندکه خون شهداآنهارابهزمین خواهدزد،توبه کنند،وخودرابسازند.ازشمامیخواهم که هیچگاه امام عزیزراتنهانگذاریدوبه سخنان گوهرباراوگوش فرادهید.مادردریاهستیم وقدرآب رانمیدانیم .آن مستضعف آفریقاییوافغانی ولبنانی میداندقدراین نعمت رهبری وانقلاب را.

--ای جوانان نکنددربستربمیریدکه حسین سرورشهیدان درمیدان جنگ شهیدشد.ای جوانان مبادادرغفلت بمیریدکه علی <ع>درمحراب عبادت به شهادت رسید.ای پدران ومادران ازرفتن فرزندان خودبه جبهه جلوگیری نکنیدکه فردای قیامت درمقابل زینب وخوانواده ی شهداجوابی ندارید.ماهمه مان بایدبمیریم وازاین جهان به سوی آخرت برویم که خداوندفرموده:انالله واناالیه راجعون-ماازاوییم وبه سوی او

خواهیم رفت-

چه خوب است که مرگمان درراه رضای خداباشدوقتی چنین است ازمردن باکی نیست وشهادت رانقطه ی اوج انسان میدانیم.

ازشمامیخواهم اگربدی ازمن دیدیدبه بزرگی خودتان مراموردعفوقراردهید.

ملتمس دعا

عبدعاصی:حسین شاه حسینی

9/9/1366

پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 توسط نگار |

معجزات قرآن

آیاانسان ازخاک یاگل درست شده است؟

.....ومن ایاته ان خلقکم من تراب:وازنشانه های خدااین است که شماراازخاک آفرید

ولقدخلقناالانسان من سلاله من طین:وبه تحقیق انسان راازعصاره گل آفریدیم

دربدن انسان چه عناصری وجوددارد؟

فسفرواکسیژن وهیدروژن وازت وگوگرد وکربن وپتاسیم و..........

وتمام این عناصردرگل هم وجوددارد

پس شباهت کامل درگل وبدن انسان وجوددارد.

 

 

نقش کوه هادرزمین چیست؟

والجبال اوتادا:وکوه هارامیخهای زمین قراردادیم

وجعلنافیهارواسی ان تمیدبهم:معنای کلی:کوه هابرای جلوگیری ازاضطراب آفریده شدند

آیازمین محل اضطراب است؟

زمین از۲جهت محل اضطراب است:۱-گازهای درون زمین که هرلحظه میخواهندلایه های زمین راشکافته وبیرون بریزند.۲-حرکات مختلف سیاره زمین مثل حرکت وصفی وانتقالی و.......ولی کوه هامثل میخی که درچندتخته فرورفته وآنهارابهم چسبانیده.

قسمت عظیمی ازکوه هادرزمین فرورفته ومانندمیخ لایه های زمین رابهم چسبانیده وازاضطراب آنهاجلوگیری میکنند.

 

 

آیادرقرآن درموردجوزمین صحبتی شده است؟

در۱۴۰۰سال پیش که درتمام عربستان فقط ۱۷ نفرباسوادبودندوخداپیامبراکرم{ص}نیزبه امرخدابیسوادبودنداین آیه نازل شد:

وجعلناالسماء السماء سقفامحفوظا:وآسمان راسقفی نگهبان قراردادیم

جوزمین لایه ای است که دراطراف زمین قرارداردواز۲۰ ملیون شهاب سنگی که هرروزباسرعت۵۰کیلومتر درثانیه به سمت زمین می آیندجلوگیری کرده ومانع ازخوردن آنهابه زمین میشودپس منظورآیه ازسقف نگهبان همان جوزمین است.

چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 توسط نگار |

دردودل باامام زمان

بنام او که خالق یاس ونرگس است

یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت

ای روح دعا سلام مهدی

1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0

عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0

بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0

یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و                              

برای فرج دعا کنی

کاش می شد000

    {img_a}                                                                                   

پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 توسط نگار |



السلام علیک یااباصالح المهدی
باسلام خدمت همه ی شمادوستان که به وبلاگ من سرزدین من نگارهستم این وبلاگم صرفابرای استفاده شماعزیزان درست شده وتقدیم به امام زمان وعموی شهیدم.
حتمابانظرای قشنگتون همراهیم بفرمایید...........

www.setaresepehrms@yahoo.com

Designed By ParsTheme

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس